با کپر در برابر زلزله ایمن باشید

دیروز 27 فروردین سال 92 بود، روزی عجیب. روزی که می توانست بسیار وحشتناک و بد باشد اما خوشبختانه آنقدر خوب تمام شد که همه شگفت زده ماندند و هنوز هم در بهت و ناباوری که بزرگترین زلزله قرن با کمترین خسارت و تلفات از بیخ گوش همه گذشت.

به امید آنکه دیگه از این چیزها نبینیم به بررسی این روز و حوادثش از دید خودم می پردازم:

- میگن چون در کانون، تراکم جمعیت کم بود تلفات کم بود. حال اگه این در زاهدان یا تهران و یا شهر پرجمعیت بود چی می شد؟؟؟

اگه تراکم کم اینقد خوبه پس چرا آقای احمدی نژاد میگه جمعیت کشور زیاد بشه؟

- جناب مسئول عزیزی که آمدی و گفتی کشور ما کشور امام زمان است، از شما چند پرسش دارم:

1- آیا این زلزله را خدا برای ما در نظر گرفته بود اما امام زمان جلوی خدا قرار گرفت، که اینجور به خیر گذشت؟

2- راستی امام زمان زمان زلزله بم، ورزقان، شنبه و... چرا دخالتی نکردند که مانند این تلفات سنگین نباشه؟

البته ناراحت نشین من کمی نادانم و جوابی ندارم برای سوالاتم و می دانم که شما دارین. راستی تا کی میخواین با این اعتقادات مردم کشور بازی کنین؟

- و اما شما دارودسته هامون (شبکه استانی):

اولش که اصلا به روی خودتون نیاوردین در حالی که شده بود خبر اول همه رسانه ها، چه داخل و چه خارج. یا شاید هم آن دو خانم که زابلی سخن میگفتن داشتن درباره زلزله می گفتن و ما نمی فهمیدیم!

بعد هم که شروع کردین به پخش تصاویر آرشیوی از سراوان با موسیقی شاد بلوچی!!!

ماکه همیشه گله داریم از پخش نکردن آهنگ بلوچی، در عجبیم این بار از پخشش!

در حالی که نزدیکترین به کانون خبر بودین داشتین زیرنویس شبکه خبر رو پخش می کردین. آخرین شبکه ای بودین تصاویر مناطق زلزله زده رو ازش دیدم.

نمی دونم چرا وقتی هامون رو نگاه می کردم یاد 22بهمن و اینچنین روزهایی می افتادم و مشت های محکم بر دهن استکبار. خب حتمی این سروانی ها و گشتی ها مشت محکمی بر دهن زلزله زده بودند و من جت اینو هم نفهمیدم. اون آهنگ های بلوچی هم لابد حکمتش همین بود!

-خب حالا هم برسیم به ملاهای گرامی:

یه پدیده طبیعی اومد و به خیر گذشت. لطفا از فردا تو بوق و کرنا که هان چون گشت بود و ملاهاش، تلفات کم بود.

راستی اگه زلزله های دیگه جاهای دنیا عذاب بود، چرا خدا این بار عذابشو انداخت زیر پای مدرسه دینی گشت؟

خب فکر کنم از همه جنبه ها به این زلزله پرداختم و بیشتر از این فکر کنم برام بد باشه و به "جت" بودنم شک کنند.

و اما نکته پایانی و عبرت آموز:

حالا که رکورددار زلزله در ایران هستیم، یادمون باشه بیشتر جدیش بگیریم و همه چیز رو نندازیم گردن خدا و تقدیر.

راستی اینو یادم رفت:

میگن چون کپر و گدام بوده تلفات کم شده. حالا که ما بلوچ ها با این تکنولوژیمون زدیم رو دست ژاپن و ساختمان های ضدزلزله اش، دیگه نباید انتظار خونه ها، مدارس، بیمارستان و... شیک و نوساز باشیم و همچنان در کپر بمونیم؟؟

جت در سرزمین درون

با فرارسیدن سال نو، من هم تصمیم گرفتم تو این مدت باقی مانده  از چیزهای دیگر در کنار ملا هم بنویسم.

سال گذشته که سال " تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی" بود، در روزهای پرشور وبلاگ نویسان بلوچ مفهوم " نقد از درون" از سوی یاسر کرد تولید شد. گرچه این تولیدی ملی بلوچی بود اما مانند خیلی چیزهای دیگر چندان توجهی به آن نشد و حمایتی از آن نشد.

امسال که سال حماسه هست، امیدوارم این وبلاگ نویسان بلوچ هم حماسه سازی کنند و از این سردی دربیان.

این یاسر کرد دستی در سیاست که نداره اما چند واحد اقتصاد که پاس کرده اما گمان نکنم مجالی برای آزمایش آموخته هایش بهش بدن و حماسه اقتصادی بیافرینه.

 منم که جتی بیش نیستم و مهار خری هم بهم نمیدن، پس انتظار حماسه چه سیاسی چه اقتصادی ازم نمیره. بنابراین تصمیم گرفتم در همین فضای مجازی که دستم میرسه به چرندگویی خودم ادامه بدم.

امیدوارم سال پرباری برای همه درپیش باشه.

بعد از "شنیدن نقد از درون" و "کودک درون"، چیزهایی به ذهنم رسید که براتون میگم:

۱-ملا درون

حالا که قرار شد نقد از درون شروع بشه من هم رفتم به درون اونهم خیلی درون که رسیدم به درون خودمون. از شانس خوب یا بد من اولین چیزی که دیدم ملا درون بود

میگین این دیگه چیه؟ الان میگم.

این همون چیزیه که باعث تعصبات خشک همه ما میشه. مایی که حتی جهت قبله رو نمی دونیم و یا اگر کتابی عربی بهمون بدن فرقش رو با قرآن نمی دونیم، گاهی چنان دم از اسلام ومسلمانی و کفر دیگران میزنیم که خود خداهم شگفت زده خواهد شد.

۲- دیکتاتور درون

این هم بسیار شایع هست در همه ما ایرانی ها. گمان می کنیم عقل کل هستیم و همیشه همه باید به حرف ما گوش دهند. همیشه باید آن شود که ما دوست داریم. این عامل اصلی شکست کارهای گروهی در بین ماست.

۳- خر درون

این موجود درونی دو مدل داره. در برخی افراد همیشه در حال جفتک پرانیه و در برخی دیگه هم همیشه درحال سواری دادن به دیگرانه.

اینا موجودات درونی بودند که من دیدم. اگر شما هم چیزی دیدن بگین.

در آخر بازهم تشکر میشه از آقای کرد و تولید ملی " نقد از درون" که سبب نوشته شدن این مطلب و دیده شدن این موجودات درونی شدند.