چندیست که کتاب ایرج میرزا رو از اینترنت گرفتم، به شما هم توصیه می کنم که بگیرین و بخونین. از هرچی در شعرش هست، اما چیزایی هست که نمیشه اینجا گفت. بقول خودش:

فراوان گفتنی ها هست و باید گفتمش اما            چه سازم دور دور دیگرست از دار می ترسم

البته این نیش باز تا بناگوش کار خودمه نه ایرج میرزا! از دار و لت می ترسم

امروز هم شعری دیگه براتون گذاشتم:

رسول دید که جمعی گسسته افسارند  به چاره خواست کشان ربقه در رقاب کند

بهشت و دوزخی آراست بهر بیم و امید  که دعوت همه بر منهج صواب کند

من از جحیم نترسم از آن که بار خدای   نه مطبخی است که در آتشم کباب کند

ز مار و عقرب و آتش گزنده تر دارد         خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند

جحیم قهر الهی است کاندراین عالم      ترا به خوی بد و فعل بد عقاب کند

به قدر وسعت فکر تو آن یگانه حکیم      سخن ز دوزخ و فردوس در کتاب کند

برای ذوق تو شهوت پرست عبدالبطن   حدیث میوه و حوریه و شراب کند

از آن نماز که خود هیچ از آن نمی فهمی  خدا چه فایده و بهره اکتساب کند

تفاخری نبود مر خدای عالم را         که چون تو ابلهی او را خدا حساب کند